این سند آموزشی درباره ایمنی توسط اعضای زیرکمیته ایمنی و نگرانیهای گروهی کنفرانس خدمات جهانی SIA (WSC) تهیه شده است. هدف آن توضیح این موضوع است که چرا هر یک از راهنماهای ایمنی SIA WSC وجود دارند و همچنین ارائه نمونههایی از جملات و رفتارهایی که راهنماهای ایمنی را نقض میکنند یا نمیکنند. لطفاً این سند را با اعضای جلسه خود به اشتراک بگذارید و هنگام میزبانی، گرداندن یا هدایت جلسات، در مواقعی که کسی یکی از راهنماها را زیر پا میگذارد، از این اطلاعات استفاده کنید.
راهنماهای فعلی ۱۲گانه SIA برای ارتباط امن
۱۲ راهنمای ارتباط امن برای این تهیه شدهاند که جلسات ما فضایی امن برای بازماندگان آزار جنسی در کودکی باقی بماند. لطفاً این راهنماها را هم در طول جلسات و هم در ارتباط با دیگر بازماندگان خارج از جلسات رعایت کنید.این راهنماها مستقیماً از سنتهای اول و دوم الهام گرفتهاند. هدف آنها این است که چارچوبی در اختیار بازماندگان قرار دهند تا بتوانند به شیوهای سالم، کاربردی و محترمانه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ ارتباطی که هم مراقب خودشان باشد و هم حال و احساس دیگر بازماندگان را در نظر بگیرد. چرا این موضوع اهمیت دارد؟ چون بسیاری از ما در دوران رشد یاد نگرفتیم چگونه به شکل سالم با درد، احساسات و تعارضها روبهرو شویم یا درباره آنها حرف بزنیم. وقتی تریگر میشویم، ممکن است بهراحتی ارتباط محترمانه و حمایتگرانه را فراموش کنیم.
اگر همه راهنماها را به خاطر نمیسپارید، نگران نباشید. اگر بهدلیل تازهوارد بودن، تریگر شدن یا گسستگی، ناخواسته یکی از راهنماها را زیر پا بگذارید، گرداننده جلسه پس از پایان مشارکت شما، آن راهنما را با آرامش دوباره یادآوری میکند. همچنین چون حفظ امنیت فضای جلسه مسئولیت همه اعضاست، اگر گرداننده، میزبان یا منشی جلسه نتواند راهنمایی را بخواند، هر عضو دیگری میتواند محترمانه از او بخواهد که بعد از پایان مشارکت، آن راهنما دوباره خوانده شود
علاوه بر این، هنگام صدور هشدار تریگر برای نقض احتمالی دستورالعمل (مثلاً ناسزا گفتن، به اشتراک گذاشتن رویدادهای بسیار گرافیکی سوءاستفاده، نقلقول از متون بیرونی)، لطفاً به شنوندگان اطلاع دهید که برای چه چیزی هشدار میدهید و چند ثانیه مکث کنید تا افراد فرصت داشته باشند از خود مراقبت کنند.
در پایان، از اعضایی که مشروب مصرف کردهاند، مواد مصرف کردهاند یا تحت تأثیر زیاد دارو هستند خواسته میشود فعلاً مشارکت نکنند و فقط به گفتوگوها گوش بدهند.
راهنمای ۱: نبودِ عاملان
در جلسات SIA حضور عاملان ممنوع است. ما اینجا هستیم تا با به اشتراک گذاشتن تجربه، قدرت و امیدمان از زخمهای سوءاستفاده جنسی بهبود یابیم. ممکن است دربارهٔ همخونی، اثرات آن، خاطراتمان، احساساتمان، مشکلاتمان، بهبودیمان، رویاهایمان یا هر تجربهٔ دیگری صحبت کنیم، اما دربارهٔ رفتارهای فعلی یا گذشتهی عاملان بزرگسال، از جمله شیءانگاری جنسی، چه در عمل و چه در خیال، برای لذت شخصی، صحبت نمیکنیم.
توضیح
هرچند همه بازماندگان ممکن است در درجات مختلف گذشته را به زمان حال بیاورند یا واکنشهای ناشی از آسیب را تجربه کنند، اما در جلسات SIA درباره آزارگری در بزرگسالی صحبت نمیشود. دلیل این موضوع ساده است: فضای ما برای بهبود زخمهای آزار جنسی در کودکی ایجاد شده است. وقتی بازماندگان مجبور باشند فضای مشترکی با افرادی داشته باشند که در بزرگسالی رفتار آزارگرانه جنسی داشتهاند، ترس میتواند مانع شکلگیری احساس امنیت و اعتماد شود. در نتیجه، ممکن است باز کردن زخمها و صحبت درباره اثرات آزار جنسی دوران کودکی سخت یا حتی غیرممکن شود. بسیاری معتقدند افرادی که در بزرگسالی مرتکب آزار شدهاند نیز به فضایی امن برای بهبود نیاز دارند، اما جلسات SIA جای مناسب برای این موضوع نیست. توجه: اگر کسی درباره کارهایی که در کودکی یا نوجوانی در فضای آزارگر خانواده، کلیسا یا مدرسه مجبور به انجام آن شده، به شکل کلی صحبت کند و قبل از آن هشدار تریگر بدهد، این موضوع نقض راهنما محسوب نمیشود. همینطور اگر کسی درباره این صحبت کند که چگونه برای برخی رفتارهای ناسالم جنسی آموزش دیده یا شرطی شده و حالا بابت آن رفتارها احساس پشیمانی یا درگیری دارد، این هم نقض راهنما نیست. با این حال، صحبت درباره آزارهایی که خود فرد در نوجوانی نسبت به دیگران انجام داده، موضوع مناسبی برای جلسات اشتراکگذاری عمومی SIA نیست. البته مطرح کردن این موضوع با اسپانسر، همراه بهبودی یا درمانگر میتواند مناسب باشد.
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههای نقض:
"من رویای انجام _________ با یک نوجوان را دارم."
"من دوست دارم ______ (سادو-مازوخیسم یا سایر اشکال فعالیت جنسی که شبیه سوءاستفاده است) را هنگام رابطه جنسی انجام دهم."
"من با ______ (عمل خاص جنسی یا شیءانگاری جنسی) ____ تحریک میشوم."
"من در کودکی توسط برادرم مورد تجاوز قرار گرفتم و بعد از آن همین کار را با دیگران انجام دادم."
نمونههایی که نقض راهنما محسوب نمیشوند:
"من مجبور شدم در رفتارهای نمایشی جنسی در خانوادهام شرکت کنم و با این واقعیت که نمیتوانم در بزرگسالی رفتارهای جنسی سالم داشته باشم، دست و پنجه نرم میکنم."
"من یک معتاد جنسی هستم و تا زمانی که به بهبودی رسیدم، رفتارهای جنسی خشن داشتهام و اکنون میبینم که این غیرقابل کنترل بودن از کجا ناشی میشود."
"بعد از تجاوز برادرم، رفتارهایی انجام دادم که پشیمانم."
راهنمای ۲: شناسایی
تمرکز ما روی روند بهبودی خودمان است و به رفتارها و مسائل خودمان نگاه میکنیم، نه دیگر بازماندگان. اشکالی ندارد که با حرفهای یک نفر همذاتپنداری کنیم و تجربه شخصی خودمان را درباره همان موضوع به اشتراک بگذاریم، اما هنگام این کار نام آن فرد را مطرح نمیکنیم یا مستقیماً به او اشاره نمیکنیم.
توضیح
وقتی مشارکت میکنیم، تلاش میکنیم درباره داستانها، تجربهها، افکار و احساسات خودمان صحبت کنیم. خیلی وقتها با شنیدن مشارکت یک نفر در جلسه، احساس همذاتپنداری میکنیم چون تجربههای مشابهی داشتهایم. با این حال، هنگام بیان این همذاتپنداری نام آن فرد را نمیآوریم؛ دلیلش هم ساده است: این کار ممکن است برای فردی که نامش گفته میشود تریگرکننده باشد. بعد از مشارکت، ممکن است احساسات و فکرهای عمیقتری بالا بیاید و فرد احساس آسیبپذیری، فشار یا درد کند. در چنین شرایطی، شنیدن نام خودش ــ بهجای تمرکز روی موضوع یا تجربه مطرحشده ــ میتواند باعث فعال شدن فلشبکهای عاطفی شود. برای خیلی از ما، در کودکی قبل از تنبیه شدن یا آسیب دیدن، از اسممان استفاده میشد. حتی گاهی نام ما هنگام آزار جنسی صدا زده میشد. علاوه بر این، استفاده از نام یک نفر هنگام همذاتپنداری ممکن است این حس را ایجاد کند که حرف او نادیده گرفته شده یا با او مخالفت شده است؛ بهویژه وقتی فرد دوم تجربه، نیاز یا واکنش متفاوتی نسبت به همان موضوع داشته باشد.
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههای نقض:
«آره، همونطور که جو گفت، بعضی روزها بلند شدن از تخت خیلی سخته.»
«من با جو موافقم؛ بعضی صبحها واقعاً سخته از تخت بیرون بیام.»
نمونههایی که نقض راهنما محسوب نمیشوند:
«بهعنوان یک بازمانده، بعضی روزها بلند شدن از تخت برایم خیلی سخت است.»
«با چیزی که قبلتر درباره سخت بودن بلند شدن از تخت گفته شد همذاتپنداری میکنم. یادم میآید که …»
راهنمای ۳: جملات با ‘من’
ما از جملاتی استفاده میکنیم که از تجربه شخصی خودمان میگویند، نه جملاتی با «تو» یا «ما» که برای دیگران صحبت میکند. با این حال، اگر چندبخشی هستید یا میخواهید از طرف خودتان و کودکهای درونتان صحبت کنید، میتوانید از «ما» استفاده کنید؛ فقط لطفاً برای گروه روشن کنید که منظور از «ما»، خود شما هستید نه همه افراد حاضر.
توضیح
بهطور ساده، بازماندگان اغلب در دیده شدن و شنیده شدن دچار مشکل هستند. علاوه بر این، بسیاری از ما سازوکارهای دفاعی ذاتی داریم تا از پذیرش مسئولیت احساسات، افکار و اظهاراتمان اجتناب کنیم. ما به دلایل متعددی با “تو” صحبت نمیکنیم. اول اینکه، صحبت کردن با “تو” معمولاً مانع از پذیرش مالکیت احساسات و افکار فرد میشود (و در بسیاری از مواقع شبیه شیوهی ارتباط آزارگران ماست). دوم اینکه، وقتی بازمانده با استفاده از “تو” یا “ما” صحبت میکند، میتواند به راحتی سایر افراد حاضر در اتاق را تحریک کند؛ کسانی که تصور میکنند بازماندهای که در حال بیان احساساتش است، میخواهد به آنها بگوید چه کار کنند و رفتارشان را کنترل کند. وقتی این واژگان در حالت تحریکشده و خام به کار روند، میتوانند احساس آزار عاطفی و شرمآفرینی ایجاد کنند و به راحتی باعث شوند شنوندهای که تحریک شده است، باور کند که فردِ در حال اشتراکگذاری، در تلاش برای کنترل اوست یا مانند یک آزارگر رفتار میکند.
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههای نقض:
«میدونی، وقتی احساس شرم میکنی بهترین کار اینه که بری قدم بزنی.»
«وقتی کسی از مرزهات رد میشود، دلت میخواهد داد بزنی و فریاد بکشی.»
حل اختلاف: «تو آدم خودخواهی هستی، چون انتظار داری به داستانهای آزار تو گوش بدهم ولی اجازه نمیدهی من درباره درد خودم حرف بزنم.»
«ما باید همین حالا این مشکل را حل کنیم.»
«ما میخواهیم برویم بیرون و خوش بگذرانیم.»
استفاده از «ما» بدون اینکه قبلش توضیح داده شود منظور از «ما» چیست.
نمونههایی که نقض راهنما محسوب نمیشوند:
«من میدانم وقتی احساس شرم میکنم، بهترین راه برایم این است که بروم قدم بزنم.»
«وقتی کسی از مرزهایم رد میشود، دلم میخواهد داد بزنم و فریاد بکشم.»
حل اختلاف: «وقتی اجازه ندارم درباره دردم حرف بزنم و رابطه دوطرفه نیست، احساس میکنم مهم نیستم و طرف مقابل خودخواهانه رفتار میکند.»
«من لازم دارم این موضوع را همین حالا حل کنم.»
«ما ــ منظورم خودم و بخشهای مختلف درونم است ــ لازم داریم این موضوع را حل کنیم.»
«مایِ درون من دوست دارد بیرون برود و خوش بگذراند.»
«میخواهم از لحن “ما” استفاده کنم تا درباره فکرها و احساسات بخشهای مختلف درونم صحبت کنم.»
(بعد از این توضیح، استفاده از «ما» اشکالی ندارد.)
راهنمای ۴: ادبیات غیر-SIA و زبان محرک
برای مراقبت از حال دیگر بازماندگان، تلاش میکنیم به یاد داشته باشیم که قبل از خواندن یا نقل مطالبی خارج از ادبیات SIA، صحبت درباره خاطرات شدید و صریح آزار، یا استفاده از الفاظ رکیک، به گروه اطلاع بدهیم. وقتی از منابع غیر SIA استفاده میکنیم، آن را در ارتباط با روند بهبودی خود از آسیبهای ذهنی، عاطفی، جسمی و جنسی دوران کودکی مطرح میکنیم.
خواندن/نقلقول از ادبیات غیر SIA
لطفاً به عبارت «خواندن یا نقل کردن» منابع غیر SIA توجه کنید. خیلیها فکر میکنند اگر کسی درباره روش درمانی دیگری که از آن استفاده میکند صحبت کند، یا به یک انجمن دوازدهقدمی دیگر که عضو آن است اشاره کند، این راهنما را نقض کرده است؛ در حالی که اینطور نیست. در چنین شرایطی لازم نیست فرد هشدار تریگر درباره «خواندن یا نقل منابع غیر SIA» بدهد. همینطور چون بسیاری از بازماندگان باور دارند رفتارهای دفاعی و محافظتی آنها نتیجه مستقیم آزار دوران کودکی است، صحبت درباره عضویت در برنامههای دوازدهقدمی دیگر یا درگیری با رفتارهای ناسالم مثل مصرف الکل، وابستگی ناسالم و موارد مشابه مشکلی ندارد. همچنین اگر فقط بگویید عضو یک انجمن دوازدهقدمی دیگر هستید، نیازی به هشدار تریگر نیست. اما اگر فرد بخواهد توصیهها یا آموزشهای یک انجمن دیگر را درباره اینکه «چطور باید رفتار کنیم» نقل کند، لازم است قبل از آن هشدار تریگر بدهد. علاوه بر این، وقتی درباره منابع غیر SIA صحبت میکنیم، آن را به تجربه بازماندگی و روند بهبودی خودمان مرتبط میکنیم، چون تمرکز جلسات SIA روی بهبود از آزار جنسی دوران کودکی است. برای مثال، اگر کسی بخواهد جملهای از یک متن مذهبی نقل کند، فقط خود جمله را نمیگوید؛ بلکه توضیح میدهد آن مفهوم چگونه به روند بهبودی او بهعنوان یک بازمانده کمک کرده است.
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههایی از مواردی که نیاز به هشدار تریگر دارند
«جین اسمیت در کتاب سیستم خانواده درونی میگوید وقتی با بخشهای آسیبدیده و تریگرشده روبهرو میشویم …»
«AA میگوید وقتی خاطرات و احساسات سخت سراغت میآید، فقط نادیدهشان بگیر؛ من هم همین کار را میکنم.»
«هشدار تریگر: میخواهم از یک متن مذهبی غیر SIA نقل قول کنم: “همهچیز را به کمک او که به من نیرو میدهد میتوانم انجام دهم.”»
(بدون ارتباط دادن آن به تجربه بازماندگی)
«همانطور که در فیلیپیان ۴:۱۳ آمده: “همهچیز را به کمک او که به من نیرو میدهد میتوانم انجام دهم.”»
نمونههای عدم نقض:
«من از روش سیستم خانواده درونی استفاده میکنم. داشتم با یکی از بخشهای تریگرشده و آسیبدیده درونم صحبت میکردم و باید بخشی از خودم را که میخواست سر کودک درونم فریاد بزند آرام میکردم.»
«من عضو AA هستم و وقتی احساسات مربوط به آزار کودکیام فعال میشود، میل به نوشیدن پیدا میکنم.»
«هشدار تریگر: چیزی که در انجمن AA یاد گرفتهام این است که میتوانم برای مدتی از سروصدای ذهنم و هجوم احساسات و خاطرات فاصله بگیرم.»
«هشدار تریگر: میخواهم از یک متن مذهبی غیر SIA نقل قول کنم: “همهچیز را به کمک او که به من نیرو میدهد میتوانم انجام دهم.” برای من این جمله یعنی با کمک نیروی برتر مهربانم میتوانم با چالشهای بازماندگی مثل حملههای پانیک و تریگرهای PTSD روبهرو شوم.
اشتراکگذاری خاطرات شدید و صریح آزار
بین صحبت کردن درباره تجربههای آزار که دلیل حضور ما در SIA هستند و وارد شدن به جزئیات شدید و صریح آن تجربهها تفاوت زیادی وجود دارد. در SIA بازماندگان اجازه دارند اگر نیاز دارند جزئیات و احساسات مربوط به آزار را بیان کنند؛ اما قبل از آن هشدار تریگر داده میشود تا شنوندهها بتوانند از خودشان و کودکهای درونشان مراقبت کنند یا در صورت نیاز صدای دستگاهشان را قطع کنند.
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههایی از مواردی که نیاز به هشدار تریگر دارند
توصیف صریح تجاوز یا اجبار جنسی در کودکی
توصیف جزئیات شدید مربوط به سوءاستفاده سازمانیافته یا آیینی
نقل مستقیم جملههای آزارگرانه همراه با شرح جزئیات آزار
توضیح دقیق و گرافیکی از سوءاستفاده جنسی، جسمی یا تحقیرآمیز
نمونههای عدم نقض:
«بین ۴ تا ۸ سالگی بارها توسط پدر و مادرم مورد تجاوز قرار گرفتم.»
«در کودکی قربانی قاچاق و بهرهکشی جنسی شدم.»
«من بازمانده آزار آیینی هستم و از نظر جنسی، جسمی، عاطفی و کلامی آسیب دیدم.»
«کشیش کلیسا با من رفتار آزارگرانه و سوءاستفادهگرانه داشت.»
اگر کسی بخواهد جزئیات شدیدتر را بیان کند، لازم است اول هشدار تریگر بدهد، چند ثانیه مکث کند و بعد ادامه دهد تا دیگران فرصت مراقبت از خودشان را داشته باشند.
استفاده از الفاظ رکیک
قبل از استفاده از الفاظ رکیک هشدار تریگر میدهیم، چون بسیاری از ما هنگام آزار شنونده فریاد، توهین یا ناسزا بودهایم. به همین دلیل، در فضای احساسی و آسیبپذیر جلسات، هشدار دادن کمک میکند کسانی که تریگر شدهاند بتوانند از خودشان مراقبت کنند.
نمونههایی از مواردی که نیاز به هشدار تریگر دارند
«لعنتی! من خیلی از آزارگرم عصبانیام و میخواهم عذاب بکشد.»
نمونههای عدم نقض:
«هشدار تریگر: قرار است از الفاظ رکیک استفاده کنم و چند لحظه صبر میکنم تا اگر کسی تریگر شده از خودش مراقبت کند… لعنتی! من خیلی از آزارگرم عصبانیام و میخواهم عذاب بکشد.»
راهنمای ۵: احساسات شدید
بیان احساسات شدید در این فضا امن است. هر کسی میتواند آزادانه گریه کند، خشم، وحشت، شرم یا هر احساس دیگری را با کلمات بیان کند، بدون اینکه نگران باشد از او خواسته شود جلسه را ترک کند.
توضیح
در جلسات، هر کسی میتواند در تمام مدت مشارکتش گریه کند یا خشم، ترس و شرم خود را با امنیت بیان کند. چرا؟ چون این بخشی از روند بهبودی است. بسیاری از بازماندگان در دوران رشد مجبور بودند احساساتشان را سرکوب کنند و یاد بگیرند آنها را پنهان نگه دارند؛ وگرنه ممکن بود تنبیه، طرد یا کوچک شمرده شوند. بیان امن احساسات کمک میکند عزتنفس ما دوباره ساخته شود و باور کنیم که مهم هستیم و حق داریم شنیده شویم. با این حال، هنگام بیان احساسات به خودمان یا دیگران آسیب نمیزنیم. در جلسات اشتراکگذاری عمومی، به خودمان ضربه نمیزنیم و چیزی به سمت دیگران پرتاب نمیکنیم.
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههای نقض:
If we hurt ourselves physically or hit or throw something at someone, it’s not okay.
نمونههایی که نقض راهنما محسوب نمیشوند:
Simply stated, we may express any feeling that we want to.
راهنمای ۶: بدون تبعیض
ما خشم یا انتقاد خود را متوجه گروهی از افراد بر اساس جنسیت، قومیت، گرایش جنسی، مذهب، وابستگی یا ناتوانی نمیکنیم. اگر گروهی از افراد ما را تریگر میکنند چون یادآور آزارگران ما هستند، میتوانیم این موضوع را مطرح کنیم؛ اما خشم باید متوجه فرد آزارگر باشد، نه یک گروه کلی از آدمها.
توضیح
در فضای دوازدهقدمی SIA همه اعضا با هم برابر هستند. سنتهای ما یادآوری میکنند که نیازهای همه افراد ارزش یکسان دارد و وحدت گروه از بعضی نیازهای فردی برای ابراز خود مهمتر است. به همین دلیل، ما گروهی از آدمها را مورد حمله یا سرزنش قرار نمیدهیم. ما میتوانیم درباره رفتار یک گروه صحبت کنیم و توضیح بدهیم که چرا آن رفتار ما را تریگر میکند یا چگونه ما را یاد تجربههای آزار میاندازد؛ اما خشم و انتقاد باید متوجه آزارگران باشد، نه یک گروه یا دسته کلی از مردم. این موضوع کمک میکند فضای جلسه برای همه بازماندگان امن باقی بماند. علاوه بر این، یاد گرفتن اینکه احساسات شدید و خشم را به تجربه اصلی آزار برگردانیم، بخش مهمی از روند بهبودی است و به ما کمک میکند بهتر با فلشبکهای عاطفی و تریگرهای PTSD روبهرو شویم. خیلی وقتها برگشتن به ریشه اصلی احساسات ترسناک است، چون ممکن است انگار داریم به آزارگرانمان میگوییم از آنها عصبانی هستیم. به همین دلیل، گاهی بخشی کودکانه و آسیبدیده درون ما ترجیح میدهد خشمش را متوجه آدمهای زمان حال کند، چون این کار امنتر به نظر میرسد. اما بخشی از رشد ما ــ از قربانی بودن به سمت زندگی سالمتر و قویتر ــ این است که یاد بگیریم احساسات، تریگرها و دردهای برانگیختهشده را به تجربه اصلی آزار برگردانیم.
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههای نقض:
«رئیسجمهور جیک فرونز و همه اعضای حزبش آدمهای خودخواه و احمقی هستند و باید از بین بروند.»
«کسانی که به سقط جنین باور دارند، به ارزشهای مسیحی احترام نمیگذارند.»
نمونههایی که نقض راهنما محسوب نمیشوند:
«قوانین حزب سیاسی جیک فرونز برای محافظت از منافع خودشان من را آشفته میکند. این وضعیت من را یاد خانواده آزارگرم میاندازد؛ جایی که فقط آدمهای قدرتمند قانون تعیین میکردند و قوانین فقط به نفع خودشان بود. این موضوع درماندگی آن دوران را در من زنده میکند.»
«خبرهای اخیر درباره بعضی ایالتها و قوانین مربوط به سقط جنین من را بههم میریزد. این موضوع برای من بهعنوان یک مسیحی سخت است و همچنین چون وقتی نوجوان بودم و توسط داییام مورد آزار قرار میگرفتم، باردار شدم و مجبورم کردند سقط جنین انجام بدهم. هر بار این موضوع یادآوری میشود، احساسات زیادی در من فعال میشود چون آن زمان کسی نبود از من محافظت کند.»
راهنمای ۷: حفظ مرزهای ارتباطی
ما با پرهیز از توهین، انتقاد مخرب، غیبت، صحبت درباره اختلافات شخصی با اعضای دیگر جلسات، یا زیر پا گذاشتن مرزهای ارتباطی هنگام مشارکت، به دیگر بازماندگان احترام میگذاریم. همینطور در فضای جلسه، نیازهای دیگر بازماندگان را به اندازه نیازهای خودمان مهم میدانیم.
توضیح
ما با پرهیز از توهین، انتقاد مخرب، غیبت، صحبت درباره اختلافات شخصی با اعضای دیگر جلسات، یا زیر پا گذاشتن مرزهای ارتباطی هنگام مشارکت، به دیگر بازماندگان احترام میگذاریم. همینطور در فضای جلسه، نیازهای دیگر بازماندگان را به اندازه نیازهای خودمان مهم میدانیم. توضیح چند دلیل مهم وجود دارد که چرا از انتقاد کردن و صحبت درباره افرادی که با آنها در انجمن اختلاف داریم پرهیز میکنیم. اول اینکه این کار ممکن است باعث شدیدتر شدن اختلافها شود و در نهایت به امنیت فضای جلسه آسیب بزند؛ فضایی که قرار است جایی امن برای مشارکت همه بازماندگان باشد. همچنین ممکن است باعث شود افراد درگیر «طرف گرفتن» شوند. دوم اینکه غیبت و انتقاد از دیگران، رشد شخصی ما را محدود میکند و احساس قربانی بودن را تقویت میکند. بسیاری از الگوهای ناسالم ارتباطی مثل مثلثسازی عاطفی و درهمتنیدگی مرزها، ریشه در رشد در خانوادههای آزارگر و ناکارآمد دارند. در مثلثسازی عاطفی، ما ممکن است ناخودآگاه بخواهیم دیگران ما را از مشکلاتمان نجات بدهند. در درهمتنیدگی مرزها هم فاصله سالم بین ما و دیگران از بین میرود. در چنین شرایطی، ممکن است یک نفر در SIA را تبدیل به نماد فردی از گذشتهمان کنیم که هنوز با او مسئله حلنشده داریم. برای مثال، ممکن است یک زن بزرگتر در SIA برای ما تبدیل به «مادری که هرگز نداشتیم» شود. بعد اگر او مطابق تصویر ذهنی ما از یک مادر مهربان رفتار نکند، تریگر شویم و احساسات حلنشده مربوط به مادر واقعیمان را روی آن فرد خالی کنیم. ممکن است شدیداً از او انتقاد کنیم و به دیگران بگوییم که او آدم امنی نیست. در هر دو حالت، ما همچنان در نقش قربانی باقی میمانیم. بهجای اینکه احساسات شدیدمان را به ریشه اصلی آنها در گذشته برگردانیم، آنها را وارد روابط زمان حال میکنیم. در نتیجه، انرژی سرکوبشده، هوشیاری افراطی و فلشبکهای عاطفی همچنان فعال باقی میمانند. علاوه بر این، وقتی درباره افراد غیبت یا انتقاد میکنیم، معمولاً هیچوقت رابطهمان را مستقیماً با همان فرد حل نمیکنیم و همین موضوع مانع شکلگیری رابطههای سالمتر و کاملتر میشود. در این شرایط، ما یاد نمیگیریم چطور مرزهای سالم بگذاریم یا چگونه اختلافها را به شکلی محترمانه و سالم حل کنیم. در نهایت، غیبت و انتقاد فضای جلسات را ناامن میکند و احساس ناامنی را هم درون خودمان زنده نگه میدارد.
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههای نقض:
توهین:
«هر کسی فکر میکند باید آزارگران را بخشید، عقلش را از دست داده.»
انتقاد مخرب:
«در مورد حرفی که آن شخص زد، نادیده گرفتن کودکهای درون کاملاً اشتباه است.»
(بعد از مشارکت یک فرد LGBTQIA+) «من فکر میکنم همجنسگرایی اشتباه است چون کتاب مقدس / قرآن / تورات این را میگوید.»
غیبت:
«جو / جین برایم نوشته بود: “…”»
«خیلی از آدمهای SIA فکر میکنند … و من دیگر خسته شدهام از شنیدن این حرفها.»
صحبت درباره اختلاف با اعضای دیگر SIA:
«گرداننده جلسه ساعت ۱۱ شب بعد از مشارکت من دوباره یکی از راهنماها را خواند، در حالی که من اصلاً آن را نقض نکرده بودم و خیلی از دستش عصبانی شدم.»
«یکی از اعضای یک جلسه دیگر SIA هر بار که میگویم رئیسجمهور سابق آمریکا من را یاد آزارگرم میاندازد، سر من داد میزند چون بهنظرش او به مخالفانش گوش نمیدهد.»
نمونههایی که نقض راهنما محسوب نمیشوند:
توهین:
«بعضی وقتها فکر میکنم شاید اگر آزارگرانم را ببخشم، دارم خودم را نادیده میگیرم.»
انتقاد:
«نادیده گرفتن کودکهای درون برای من آسیبزننده بوده و بارها به من صدمه زده است.»
غیبت:
«وقتی بعضی حرفها را میشنوم، احساس ناراحتی میکنم.»
صحبت درباره اختلافها:
«وقتی کسی فکر میکند من یکی از راهنماهای ایمنی را نقض کردهام و خودم اینطور فکر نمیکنم، احساس خشم میکنم.»
«رئیسجمهور آمریکا من را یاد آزارگرم میاندازد، چون بهنظر میرسد به کسانی که با او مخالف هستند گوش نمیدهد.»
راهنمای ۸: حفظ حریم شخصی
ما بیرون از جلسه درباره چیزهایی که افراد در جلسه به اشتراک گذاشتهاند صحبت نمیکنیم و همینطور موضوعات بیرون جلسه را بدون اجازه وارد فضای جلسه نمیکنیم.
توضیح
همه ما حق داریم حریم شخصی و ناشناسبودنمان حفظ شود. هر کدام از ما باید بتوانیم بدون نگرانی از واکنش دیگران، خود واقعیمان را به اشتراک بگذاریم. علاوه بر این، فقط خود فرد حق دارد تصمیم بگیرد داستان زندگیاش را با چه کسی در میان بگذارد. هرچند در SIA یاد میگیریم خودمان را منزوی نکنیم و لازم نیست مشکلات زندگی را بهتنهایی تحمل کنیم، اما اینکه بتوانیم مطمئن باشیم دیگران در جلسات به حریم خصوصی ما احترام میگذارند، بخش مهمی از ساختن احساس امنیت و اعتماد است. رشد امنیت و اعتماد برای بسیاری از ما سخت است، چون آزارگران بارها با تعریف کردن داستانها و مسائل شخصیمان برای اعضای خانواده یا دیگران، باعث شرمندگی ما شدهاند. به همین دلیل این راهنما وجود دارد. همچنین اگر دوست دارید، میتوانید به اعضای SIA بگویید که اگر بیرون از جلسه و در حضور دیگران شما را دیدند، ترجیح میدهید به شما سلام بکنند یا وانمود کنند همدیگر را نمیشناسید.
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههای نقض:
پیام تلفنی:
«سلام، من جیل از SIA تماس میگیرم. میتوانم با بث صحبت کنم؟»
بیرون از جلسه، وقتی عضو SIA همراه فرد دیگری است:
«سلام جو، خوشحالم بیرون از جلسه SIA میبینمت.»
نمونههایی که نقض راهنما محسوب نمیشوند:
پیام تلفنی:
«سلام، جیل هستم. میتوانم با بث صحبت کنم؟»
بیرون از جلسه:
«سلام جو، خوشحالم میبینمت.»
راهنمای ۹: بدون گفتوگوی متقاطع
ما گفتوگوی متقاطع انجام نمیدهیم. این شامل موارد زیر است:
● حرف دیگران را هنگام صحبت قطع نمیکنیم
● وقتی نوبت مشارکت ماست، درباره حرفهای دیگران اظهار نظر نمیکنیم
● به دیگران نصیحت نمیکنیم یا تلاش نمیکنیم آنها را آرام یا تسلی بدهیم
توضیح: استفاده از نام یک نفر هنگام تشکر از مشارکتش، گفتوگوی متقاطع محسوب نمیشود.
توضیح
قطع نکردن حرف دیگران:
این راهنما وجود دارد چون بسیاری از بازماندگان در کودکی مدام هنگام صحبت کردن توسط مراقبان یا آزارگرانشان قطع میشدند. به همین دلیل، قطع شدن حرف در جلسات میتواند بسیار تریگرکننده باشد.
البته اگر کسی یکی از راهنماها را نقض کند، ممکن است گرداننده یا میزبان جلسه لازم بداند قبل از پایان مشارکت وارد صحبت شود؛ بهویژه اگر فرد در حال بیان جزئیات بسیار صریح باشد یا راهنمای شماره ۱ را نقض کند و هشدار تریگر هم نداده باشد.
همچنین اگر زمان مشارکت فرد بیشتر از حدود سی ثانیه از زمان تعیینشده بگذرد، میتوان محترمانه صحبت او را متوقف کرد تا زمان جلسه فقط در اختیار یک نفر قرار نگیرد.
اظهار نظر نکردن درباره مشارکت دیگران
بسیاری از بازماندگان در دوران رشد بهخاطر نظرها و احساساتشان تحقیر شدهاند. خیلی از ما بارها شنیدهایم که فکرهایمان اشتباه است و فقط آزارگران میدانند چه چیزی درست است.
علاوه بر این، بسیاری از بازماندگان بعد از اینکه حرفی میزدند یا کاری میکردند، مورد آزار کلامی، جسمی یا جنسی قرار میگرفتند. به همین دلیل، ما درباره مشارکت دیگران اظهار نظر نمیکنیم و هنگام مشارکت نام افراد را وارد صحبتهایمان نمیکنیم.
نصیحت نکردن یا تلاش نکردن برای آرام کردن دیگران
ما بدون اجازه به دیگران نصیحت نمیکنیم یا برای آرام کردنشان تماس فیزیکی برقرار نمیکنیم. بسیاری از بازماندگان در دوران رشد مدام به آنها گفته شده چه کار بکنند و چه کار نکنند؛ به همین دلیل نصیحت ناخواسته میتواند بسیار تریگرکننده باشد و باعث شود فرد احساس کند با او به شکلی کنترلگرانه یا آزارگرانه رفتار میشود.
همچنین بعد از بیان احساسات شدید، سعی نمیکنیم با حرف زدن یا آرام کردن، فرد را «جمعوجور» کنیم. خیلی وقتها بازماندگان در چنین موقعیتهایی احساس میکنند به آنها گفته میشود «ساکت شو»، «ازش بگذر» یا «زیادی احساساتی نباش».
حتی گاهی تعارف کردن دستمال بدون اجازه میتواند این حس را ایجاد کند که فرد باید گریه را متوقف کند یا از صحنه کنار برود.
از طرف دیگر، بعضی وقتها کسی که میخواهد دیگری را آرام کند، ناخودآگاه این کار را انجام میدهد چون خودش تحمل روبهرو شدن با احساسات سخت را ندارد و میخواهد فضای ناراحتکننده زودتر تمام شود.
آرام کردن دیگران میتواند از جهت دیگری هم تریگرکننده باشد: بعضی بازماندگان در کودکی از یک والد یا مراقب، همزمان هم محبت دریافت میکردند و هم حمایت واقعی دریافت نمیکردند؛ یعنی آن فرد شاید دلداری میداد اما جلوی ادامه آزار را نمیگرفت. در بعضی تجربهها هم ممکن بوده همان فرد آزارگر، بعد از آزار نقش آرامکننده را بازی کند. برای بعضی دیگر نیز، آزار با احساس محبت و وابستگی گره خورده بوده است.
به همین دلایل، رفتارهای مراقبتی و آرامکننده ممکن است تریگرکننده باشند و به همین دلیل بدون اجازه انجام نمیشوند. البته میتوان بین مشارکتها یا بعد از جلسه از فرد پرسید که آیا دوست دارد حمایت یا آرامش دریافت کند یا نه.
طبیعی است که دوستان قدیمیتر در SIA ممکن است در رابطهشان احساس امنیت بیشتری داشته باشند، اما حتی در آن شرایط هم هر کسی حق دارد بگوید:
«امروز لطفاً قبل از آرام کردن یا حمایت کردن از من اجازه بگیر.»
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههای نقض:
قطع نکردن حرف دیگران
قطع کردن حرف دیگران:
«بس کن این همه ناله و شکایت را.»
«داری یکی از راهنماهای ایمنی را نقض میکنی.»
«اصلاً نمیدانی داری درباره چه حرف میزنی.»
«حرف زدنت را تمام کن، خیلی از زمانت گذشته.»
اظهار نظر نکردن درباره مشارکت دیگران
اظهار نظر درباره مشارکت دیگران:
«من دیگر مثل تازهواردها برای مسائل کوچک استرس نمیگیرم.»
«اگر جای استیو بودم این کار را میکردم…»
نصیحت نکردن یا تلاش نکردن برای آرام کردن دیگران
«اگر من جای بل بودم در محل کارش این کار را میکردم…»
«بیا این دستمال را بگیر، معلوم است لازم داری.»
تعارف دستمال بدون اجازه و بدون پرسیدن نظر فرد
نمونههایی که نقض راهنما محسوب نمیشوند:
قطع نکردن حرف دیگران
«جیم / جین، لازم است برای یادآوری یکی از راهنماهای ایمنی را دوباره بخوانم…»
(moderator/host/secretary shares this. If the appointed person doesn’t share any member may ask the person whose responsibility it is reread the guideline, “Could the secretary please reread Guideline 1.”)
«یادم هست که به خاطر سوءاستفادهای که از من شده بود، چند داستان در مورد زندگیام ساختم. یکی از پیامهای منفی که اغلب به خودم میگفتم این بود که...»
«یک یادآوری آرام: زمان مشارکت ۵ دقیقه است و حدود سی ثانیه از زمان شما گذشته.»
اظهار نظر نکردن درباره مشارکت دیگران
«وقتی تازه وارد SIA شدم، احساسات سرکوبشدهام بالا آمد و انجام کارهای ساده برایم سخت شد.»
«با سخت بودن تصمیمگیری سالم همذاتپنداری میکنم. وقتی برای انتخاب سالم مشکل دارم، من…»
نصیحت نکردن یا تلاش نکردن برای آرام کردن دیگران
«من هم در محیط کار با انتخابهای سخت روبهرو میشوم. وقتی در محل کار تریگر میشوم، یاد گرفتهام که…»
«اگر دوست داشته باشی میتوانم برایت دستمال بیاورم.»
«میتوانم یک بغل امن و حمایتی به تو بدهم؟»
راهنمای ۱۰: محرکها (تریگرها)
ما با این آگاهی در جلسات شرکت میکنیم که ممکن است تریگر شویم. تلاش میکنیم گذشته را به زمان حال نیاوریم. ممکن است کلمات، لحن صدا یا واکنشهای دیگر بازماندگان باعث شود احساس کنیم با آزارگران روبهرو هستیم. به همین دلیل، از بازماندگان میخواهیم با دیگر بازماندگان طوری رفتار نکنند که انگار آزارگر هستند. اگر کسی در فضای جلسه آنلاین برایمان تریگرکننده است، یاد میگیریم مسئولانه با احساسات برانگیختهشده برخورد کنیم؛ مثلاً در صورت نیاز برای مدتی از دستگاه الکترونیکیمان فاصله بگیریم، با افرادی که ما را تریگر میکنند مرزگذاری کنیم، احساسات برانگیختهشده را به تجربههای اصلی آزار برگردانیم، از کودکهای درونمان مراقبت کنیم و از غیبت یا حرفپراکنی درباره بازماندگان دیگر که ممکن است در اثر تریگر شدن پیش بیاید، پرهیز کنیم.
توضیح
بهعنوان بازمانده، تقریباً غیرممکن است که در جلسات SIA هیچوقت تریگر نشویم. گاهی شنیدن تجربهها و احساسات دیگران باعث میشود احساس کنیم تنها نیستیم و به دیگران نزدیکتر شویم. اما بعضی وقتها همین مشارکتها درهایی را به روی احساسات دردناک گذشته باز میکنند. ممکن است همان احساسهایی را تجربه کنیم که در گذشته تجربه کرده بودیم. هوشیاری افراطی فعال شود یا واکنشهای PTSD بالا بیاید.
در چنین لحظاتی مهم است که یاد بگیریم به شکلی سالم و حمایتگرانه از خودمان مراقبت کنیم. وقتی تریگر میشویم و درگیر فلشبکهای عاطفی یا واکنشهای PTSD هستیم، ممکن است آدمهای امن را شبیه آزارگر ببینیم و خودمان هم واکنشهای تند یا آسیبزننده نشان بدهیم. در این وضعیت تمرکز کردن، درست شنیدن و به یاد آوردن اینکه الآن در امنیت هستیم سخت میشود.
در چنین زمانهایی راههای مختلفی برای مراقبت از خود وجود دارد. اگر تصویر یا صدای کسی ما را آشفته میکند، میتوانیم صدای دستگاه را قطع کنیم یا نگاهمان را از صفحه برداریم. در جلسات حضوری هم اشکالی ندارد برای مراقبت از خودمان از اتاق خارج شویم، حتی اگر وسط مشارکت کسی باشد.
وقتی احساسات شدیدی نسبت به اتفاقات زمان حال در ما فعال میشود، احتمال زیادی وجود دارد که احساسات حلنشده و سرکوبشده مربوط به آزار گذشته در حال بالا آمدن باشند. در SIA جملهای وجود دارد که میگوید:
«اگر واکنش خیلی شدید است، احتمالاً ریشهاش در گذشته است.»
یعنی احساساتی در حال بالا آمدن هستند که در کودکی مجبور بودیم سرکوبشان کنیم و هیچوقت آنطور که لازم بود آرام و حمایت نشدند. به همین دلیل، بخشی از روند بهبودی این است که یاد بگیریم خودمان و کودکهای درونمان را آرام و حمایت کنیم.
در عین حال، هرچند مرزگذاری سالم مهم است، اما در فضای جلسه همه ما برابر هستیم. بنابراین بهجای اینکه از دیگران بخواهیم لحن صدا، لباس، محل حضور یا شیوه بیانشان را تغییر بدهند، یاد میگیریم از خودمان مراقبت کنیم.
همینطور اگر قرار است از جزئیات شدید و صریح استفاده کنیم یا الفاظ رکیک به کار ببریم، هشدار تریگر میدهیم تا دیگران بتوانند بهتر از خودشان مراقبت کنند.
بعضیها میگویند بهبودی یک کار درونی است. یعنی ما نمیتوانیم همه شرایط بیرونی را کنترل کنیم و لازم است یاد بگیریم با دردهایی که موقعیتهای بیرونی در ما فعال میکنند روبهرو شویم. اگر قرار بود همه چیز کنترل شود، SIA باید فهرستی بسیار طولانی از «بایدها و نبایدها» میداشت.
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههای نقض:
«وقتی مشارکت میکنی نباید به من نگاه کنی. این رفتار آزارگرانه است.»
«نباید هیچ اشارهای به مسیحیت بکنی.»
«ویدیویت را از آن اتاق بههمریخته پخش نکن.»
«موسیقی پسزمینهات را قطع کن چون من را تریگر میکند.»
نمونههایی که نقض راهنما محسوب نمیشوند:
«وقتی کسی به من خیره میشود، راحت تریگر میشوم چون قبل از آزار معمولاً همین اتفاق میافتاد.»
«اشاره به مسیحیت من را تریگر میکند. این موضوعی است که باید رویش کار کنم چون توسط کشیشهای کاتولیک مورد آزار قرار گرفتم.»
«اتاقهای بههمریخته من را آشفته میکند چون خانهای که در آن آزار دیدم همیشه بههمریخته بود.»
«موسیقی کلاسیک من را تریگر میکند. پدر و مادرم همیشه موسیقی کلاسیک گوش میدادند و گاهی هنگام آزار هم همان موسیقی پخش میشد.»
راهنمای ۱۱: امن نگه داشتن فضای جلسه
الف — جلسات حضوری: بدون اجازه تماس فیزیکی نداشته باشید
اگر میخواهید کسی را در آغوش بگیرید یا او را لمس کنید، لطفاً اول از خودش اجازه بگیرید. همه ما حق داریم در هر زمانی تماس فیزیکی را نپذیریم.
ب — جلسات آنلاین: رعایت احترام و تمرکز جلسه
وقتی در حال صحبت نیستید، لطفاً میکروفون دستگاهتان را روی حالت بیصدا بگذارید تا به مشارکت دیگران احترام گذاشته شود. از حرکات یا رفتارهای تصویریِ حواسپرتکن که برای دیگران قابل دیدن است پرهیز کنید. از تصاویر پسزمینه تحریککننده استفاده نکنید و از هیچکس اسکرینشات نگیرید. لطفاً طوری رفتار کنید که انگار واقعاً در یک اتاق کنار دیگران حضور دارید.
توضیح
توضیح
در جلسات حضوری دوازدهقدمی، بغل کردن و تماس دوستانه رایج است. اما در جلسات SIA بدون اجازه کسی را لمس نمیکنیم. چرا؟ چون برای بسیاری از بازماندگان، تماس ظاهراً امن و آرامشبخش قبل از آزار جنسی اتفاق میافتاده است. علاوه بر این، وقتی کسی بعد از مشارکت از نظر عاطفی آسیبپذیر و خام است، تماس فیزیکی میتواند بسیار تریگرکننده باشد. به همین دلیل، بدون اجازه تماس فیزیکی برقرار نمیکنیم.
در جلسات آنلاین هم وقتی در حال مشارکت نیستیم، دستگاههایمان را روی حالت بیصدا میگذاریم. بسیاری از بازماندگان برای پیدا کردن کلمات و بیان احساساتشان تلاش زیادی میکنند. صداهای ناگهانی، حرکات حواسپرتکن، تصاویر پسزمینه تحریککننده یا ضبط کردن دیگران بدون اجازه میتواند هم تریگرکننده باشد و هم تمرکز فردی را که در حال مشارکت است به هم بزند.
همینطور صحبت کردن با تلفن یا با افراد داخل خانه هنگام مشارکت یک نفر در جلسه آنلاین، ممکن است احساس «شنیده نشدن» را در دیگران فعال کند و تریگرکننده باشد.
اگر لازم است وسط جلسه به شکلی از خودتان مراقبت کنید که ممکن است حواس دیگران را پرت کند، لطفاً تصویر و صدای خود را موقتاً خاموش کنید.
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههای نقض:
فراموش کردن مداومِ بیصدا کردن میکروفون
غذا خوردن جلوی دوربین هنگام مشارکت یک نفر
صحبت کردن با دیگران در خانه بدون بستن میکروفون
عکس گرفتن یا اسکرینشات گرفتن از دیگران
انجام رفتارهای حواسپرتکن جلوی دوربین
پوشیدن لباسهای بسیار باز یا تحریککننده در جلسه
لمس دیگران بدون اجازه
نمونههایی که نقض راهنما محسوب نمیشوند:
روشن یا خاموش کردن تصویر هنگام دور شدن از کامپیوتر یا پاسخ دادن به در
پرسیدن اجازه قبل از تماس فیزیکی یا بغل کردن
راهنمای ۱۲: حفظ مرزهای عاطفی و عاشقانه
برای حفظ امنیت در داخل و خارج از جلسات، از وارد شدن به روابط عاشقانه در فضای جلسات یا استفاده از فهرست تماس اعضا برای دعوت کسی به قرار عاشقانه خودداری میکنیم.
توضیح
به زبان ساده، کودکانی که آزار جنسی را تجربه کردهاند برای پردازش آسیبها و احساساتشان به احساس آزادی و امنیت نیاز دارند. علاوه بر این، بسیاری از بازماندگان ناخواسته الگوهای آزار را در روابط عاشقانه تکرار میکنند و وارد رابطههایی میشوند که دوباره آسیبزا میشود. به همین دلیل، حتی اشاره به اینکه کسی ممکن است چیزی بیشتر از یک دوستی ساده بخواهد، میتواند بسیار تریگرکننده باشد و باعث شود فضای جلسه ناامن به نظر برسد.
نمونههایی از نقض مرزها و موارد غیر نقض
نمونههای نقض:
درخواست قرار عاشقانه از یکی از اعضای جلسه (نمونه امنی برای این کار وجود ندارد.)نمونههایی که نقض راهنما محسوب نمیشوند:
این راهنما بهطور کلی برای همه جلسات برقرار است. با این حال، ممکن است استثناهایی وجود داشته باشد. اگر دو بازمانده از قبل دوستی طولانیمدت داشته باشند، هر دو قدمهای SIA را کار کرده باشند و هر دو بخواهند وارد رابطه عاشقانه شوند، تصمیم نهایی با خود آن دو نفر است. با این حال، بهشدت توصیه میشود بعد از شروع چنین رابطهای، آن دو نفر در جلسات جداگانه SIA شرکت کنند. چرا؟ چون بازماندگان به فضایی امن نیاز دارند تا بتوانند احساسات و مسائل مربوط به رابطههایشان را پردازش کنند. اگر دو نفر در یک جلسه مشترک شرکت کنند و در رابطهشان دچار مشکل شوند یا از هم جدا شوند، ممکن است امنیت جلسه تحت تأثیر قرار بگیرد. خیلی وقتها افراد ناخودآگاه انتظار دارند دیگران «طرف» یکی را بگیرند. علاوه بر این، برای بسیاری از بازماندگان، دیدن تنش و اختلاف بین دو نفر میتواند یادآور فضای ناامن خانواده و زمانهایی باشد که بعد از درگیری والدین، آزار اتفاق میافتاد.اگر راهنماهای ارتباط امن رعایت نشوند چه میشود؟
ما با کمک این راهنماها تلاش میکنیم فضای جلسه امن بماند، اما در عین حال با مهربانی و درک متقابل با خطاها برخورد میکنیم. اگر یکی از راهنماها ناخواسته فراموش یا نقض شود، گرداننده جلسه بعد از پایان مشارکت، آن راهنما را با آرامش دوباره میخواند تا به همه یادآوری شود. لطفاً بدانید هدف از این کار شرمنده کردن هیچ فردی نیست؛ بلکه هدف این است که همه ما یاد بگیریم چگونه با دیگر بازماندگان به شکلی امن ارتباط برقرار کنیم.
اگر یک راهنما بارها تکراراً نادیده گرفته شود، ممکن است «بررسی ایمنی وجدان گروهی» برگزار شود.
ما میدانیم ممکن است موقعیتهایی پیش بیاید که در این راهنماها به آنها اشاره نشده باشد. اگر رفتاری بهطور مداوم باعث ناامن شدن فضای جلسه شود، یا عضوی بارها راهنماها را زیر پا بگذارد، ممکن است از آن فرد خواسته شود تا زمانی که بتواند مسئولیت رفتارش را بپذیرد و موافقت کند آن رفتار را در جلسات آنلاین SIA WSC تکرار نکند، در جلسات شرکت نکند.
و در پایان، یک یادآوری مهربانانه: ما بهعنوان بازمانده ممکن است وارد جلسه شویم در حالی که دچار گسستگی، تریگرشدگی، آشفتگی عاطفی، آسیبپذیری، درماندگی یا سردرگمی هستیم. هنگام اجرای این راهنماها، لازم است با خودمان و با یکدیگر با ملایمت و مهربانی رفتار کنیم.
فایل PDF ۱۲ راهنمای مختصر را از اینجا دانلود کنید. لطفاً اگر میتوانید کمک کنید؛ هر کمک کوچکی به بازماندگان کمک میکند..
